حسين بن حسن خوارزمي

206

شرح فصوص الحكم

و « تبار » هلاك است . پس نوح - عليه السّلام - هلاك در حق طلب كرد بدين قول كه : * ( وَلا تَزِدِ الظَّالِمِينَ إِلَّا تَباراً ) * « 62 » ، تا در حالت ظهور و بطون بىچگونه و چون دم از اتصال بىچون بر آورده ، تواند گفت ، بيت : من از تو جدا نبوده‌ام تا بودم وين هست دليل طالع مسعودم در ذات تو ناپديدم ار معدومم در نور تو ظاهرم اگر موجودم و من أراد أن يقف على أسرار نوح فعليه بالرقىّ في فلك يوح . « يوح » بر وزن نوح آفتاب است . يعنى : هر كه را وقوف بايد به اسرار نوح ، بايدش بر آمدن به فلك يوح . و تخصيص فلك آفتاب بدين معرفت به واسطهء آنست كه املاك اين فلك اهل تنزيه‌اند ، و روحانيت فلك شمس قلب عالم أرواح منزّهه است . لا جرم مناسبت واضح باشد . و هو في التنزلات الموصلية . يعنى : وقوف بر اين اسرار و بيان آن مذكور است در كتاب تنزلات موصليه . و شيخ در آن كتاب وجه مناسبت و بعضى اسرار ديگر كه اينجا مذكور نيست آورده است . بيت : اى روح دل حزين واى راحت روح خواهى كه سكينه يا بى از حكمت نوح از قيد تصوّرات رسمى بگذر تا هر نفس از غيب رسد فتح و فتوح و هو المرشد .

--> « 62 » س 71 ى 28 .